Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

گشتی در جبر و اختیار(1)

گشتی در جبر و اختیار(1)

در ایران پیش از اسلام دین زرتشت معولا غالب بود و در این دین انسان مختار و خود خالق سرنوشت خویش است. از ادیان پیش از ززتشت دینی به نام زروان وجود داشت که اندیشه جبری را ترویج می کرد.

این بحث که آیا انسان مختار است یا جبری بر افعال او غالب است تا کنون به جوابی که بحث را خاتمه دهد نرسیده است. معتقدان به جبر برای مدعای خویش ادله ای دارند و تفویضی ها نیز از براهین فلسفی بهره می جویند. جبری ها معمولا استناد به منقولات می کنند و طیف سنتی و عرفانی در اسلام به این مشرب گرایش دارند. مشرب جبری می تواند توجیه کننده تمام خطاهای انسانی گردد و افراد با استعانت از آن خود را تنزیه کنند و گناه را به جبری نسبت دهند که همه چیز را در بر گرفته است. در تاریخ آمده زمانی که اسرا کربلا را به دربار یزید آوردند، گفت: آیا ندیدید خدا با شما چه کرد؟

این نحوه مجادله استفاده از توحید عملی در راستای ستر گناه است. این اندیشه چنان بلایی بر سر جوامع اسلامی آورده است که ریشه بسیاری از شکست ها را باید در آن جستجو کرد. وقتی مغول حمله کرد بسیاری از مسلمانان این امر را نشانه عذاب خدا دانستند و با این استدلال خود را تسلیم حوادث کردند. نگاه مسلمانان در آن دوره چنانچه از تاریخ بر می آید این بود که توان مقابله با مغول وجود ندارد و خدا به سبب طغیان آن ها عذابی نازل کرده که در برابر آن نمی توان ایستاد و جالب تر اینکه خود چنگیز می گفت من عذاب خدایم...

در ایران پیش از اسلام دین زرتشت معولا غالب بود و در این دین انسان مختار و خود خالق سرنوشت خویش است. از ادیان پیش از ززتشت دینی به نام زروان وجود داشت که اندیشه جبری را ترویج می کرد.

پیش از وقوع جنگ بین ایران و اعراب یکی از زروانی ها پیش بینی کرد که قومی بر ایران حمله خواهند کرد که مقدر شده بر ایران پیروز شود این اندیشه چنانا بر مردم ایران توفق پیدا کرد که خود را از پیش از جنگ مغلوب می دیدند و این است که اسلام و زرتشت به شدت با اندیشه های کاهنانه و پیشگویی مبارزه کرده اند. این پیشگویی های جبری انگیزه مردم را برای پیشرفت از بین می برد و اسلام نیز بر تفال به خیر تکیه می کند.

وقتی انسان خود را مالک عمل خویش نبیند در برابر آن مسئولیتی نیز احساس نمی کند یعنی فرد دچار نوعی از خودبیگانگی می شود که خود را پاسخگو در برابر احدی نمی داند.

اندیشه های عرفانی که توحید عملی و وحدت وجود اساس آن را تشکیل می دهد وقتی به عموم مردم تسری پیدا کند، مردمی که برای کسب منافع به هر چیزی متمسک می شوند، بهترین توجیه است.

وجود شرور در عالم و اینکه چرا صالحان دچار ابتلا می شوند اساس پیدایش مسائل عرفانی در ادیان ابارهیمی است. جواب هایی که در این سیستم ها داده شده به مراتب زیبا و دل چسب هستند اما در مواجهه با واقعیت های زندگی ناکارآمدی و غیرواقعی بودن آن ها آشکار می شود. تمام این مشکلات ریشه در ضعف تعاریف ما از انسان و محدوده های اختیاری او دارد.

ادامه دارد...

ارسال نظر

خوش آمدید

سلام، من وحید زاهد هستم

توفیق تحصیل در رشته ادیان و عرفان در دوره کارشناسی ارشد را داشتم و در حال حاضر مشغول تبلیغ و ترویج مسائل بنیادی در حوزه  دین و فلسفه هستم

استفاده از مباحث مطرح در وبلاگ فقط با ذکر منبع بلا مانع است 

آمار

  • بازدید امروز: 37
  • بازدید دیروز: 22
  • بازدید کل: 33787