Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

حرف حساب پیامبران چه بود؟

حرف حساب پیامبران چه بود؟

با تکیه بر تاریخ ادیان

برای ادراک این امر باید تاریخ ادیان را بررسی کرد تا از سیر تطبیقی پی به مقاصد انبیا برد. وقتی از دید درون دینی به بررسی مطالب می پردازیم صرفا جنبه تقدسی مفاهیم برای ما مشخص می شود و ریشه های تاریخی چندان مورد توجه قرار نمی گیرد که این امر موجب کتمان حکمت اوامر پیامبران می شود. انبیا به زبان جامعه خویش سخن می گفتند و اگر غیر از این بود کلامشان قابل فهم نمی شد. به عبارتی پیامبران مجبور بودند از آنچه که در جامعه مرسوم است و رواج دارد برای رساندن کلام خویش بهره گیرند.

اسطوره ها، رسوم محلی و... مانند عید نوروز که امروز ما با دید مقدسات اقوام به آن ها نگاه می کنیم برای رساندن یک سری مفاهیم، توسط انبیا تایید و تثبیت شده اند. انبیا آن دسته از رسوم جامعه که مغایر با اهداف آن ها بود به کلی رد می کردند و آن قسم از رسوم و اسطوره ها که قابل تاویل بود را به نوعی در راستای اهداف خویش به کار می بستند و مصادیقی به این شکل چندان برای ایشان محل نزاع نبود. در قرآن کریم نیز این مطلب به خوبی مبرهن است که قرآن هیچگاه وارد دعوا های تاریخی بماهو تاریخی نمی شود بلکه به دنبال مقاصدی، به بیان مسائلی که رنگ تاریخی دارد می پردازد. از این جهت بسیاری از عارفان مسلمان داستان های قرآن را شرح احوال سلوک انسان در مراحل مختلف عرفان می دانند یعنی یک وقت انسانی مانند ابراهیم امتحان می شود و گاهی مانند نوح و...

آنچه که متاسفانه فراموش شده، حقیقت فرهنگ و باطن شعائر است. نمادهای سمبلیک که جهت اشاره به مراتبی معقول بنا شده امروز به حدی دچار تفسیر ذاتی شده که از اصل پیام خود کاملا استحاله یافته است. از نمونه های معاصر این فرایند در شعائر ما بسیار دیده می شود مثلا در مراسم عزاداری به حدی در وقایع تاریخی نگاه اسطوره ای حاکم می شود که اهداف و مقاصد اهل بیت علیهم السلام کتمان شده است. 

گرچه وجود صورت شعائر جهت حفظ معارف باطنی آن ها امری لازم است اما وقتی این ظواهر بدون نگاه به ریشه های تاریخی و تاویل های معرفتی، ارزش محض محسوب شود جایی برای معارف انسان ساز نمی ماند.

یکی از ادیانی که به شدت مطابق این تحلیل تضعیف شده مسیحیت است. زیرا با اقرار به سمبل ها انسان نجات یافته و عمل، چندان محل توجه نیست گرچه برخی مسائل اخلاقی نیز مطرح می شود اما مبنای اجرایی ندارد.

در دین هندویی نیز در دوران معاصر بودا تا حدی این دین دچار ظاهرگرایی شده بود که انجام شعائر بدون توجه به جنبه های متعالی انجام می گرفت بودا نیز راه نجات را از درون دانست و گفت باید برای نجات از توجه باطنی کمک گرفت. موضوع این یادداشت نجات نیست بلکه مشخص ساختن این مطلب است که برای نجات نیز پیامبران از الفاظ و عقائد مرسوم مدد می جستند. بودا گرچه خدایان هندو را رسمی نمی شناخت اما قواعدی چون تناسخ و نیروانا را به نوعی متجدد بیان کرد تا اهدافی که در پی آن بود دنبال کند پس برای نجات هشت قاعده اخلاقی را وضع کرد. زرتشت که پدر علم اخلاق مدرن نیز هست. برای تحقق محورهای فکری خویش مانند گفتار نیک، پندر نیکو و کردار نیک از برخی فرهنگ های رایج بهره برد گرچه در زمان های بعدی دین و فرهنگ پیش از زرتشت مفاهیم خود را وارد این دین جدید نمود. مانند هوم(گیاهی جهت ساخت شراب در بین آریایی ها مرسوم بود) که توسط زرتشت تحریم شد اما بعدها بابی تحت ستایش هوم بیان شد. پس بخشی از این انحراف از اصل دین را باید در تاریخ جستجو کرد. زرتشت با تکیه بر وجدان و خرد از مفاهیمی چون امشاسپندان جهت شرح و بسط ندیشه های خویش بهره گرفت. فروهر، بهمن، اردیبهشت... همه درای باطن هایی معقول است که بزرگانی چون شیخ اشراق سهروردی در واکاوی آن ها کتاب ها نوشته اند و جالب اینکه سهروردی در آراء خویش از عین لفظ اوستایی بسیار بهره جسته است.

در بین یهود نیز این نگرش ظاهری بی تاویل بسیار شدید بوده است، در تورات به شدت بر ظواهر خیمه مقدس و اماکن مقدس بدون تکیه بر کوچکترین تاویل معرفتی تاکید شده است. یهود در شعائر خود چندان عمق عرفانی و باطنی ندارند و محققان تاریخ ادیان این دین را شریعت محور(ظاهری) می دانند. پس نمادهای سمبلیک یهود نیز در حصار ظاهر گرایی موج بی اخلاقی این قوم را در تاریخ در پی داشته تا جایی که یکی از رسالت های این قوم تحریف تاریخ بوده است. همچنین بخش قابل توجهی از شعائر یهود نیز فاقد هرگونه تاویل معرفتی و باطنی برای تعالی انسان می باشد.

در ادیان چین و ژاپن این امر به شدت مورد توجه قرار گرفته است و  سمبل ها نیز جهت امر حکیمانه ای بنا شده اند که به دلیل وسعت موضوع صرفا اشاره وار عبور می کنیم و بعدا در یادداشت های آینده به تفضیل توضیح خواهیم داد.

در مجموع هدف انبیا رشد اخلاقی جامعه، زدودن پلیدی ها و  تعالی انسان ها بوده و وضع مفاهیم نیز به این هدف به نظر می رسد که به دلیل مسخ دین در برخی قرائت ها بی اخلاقی در لباس دینداری ظاهر شده است.

حال اگر با توجه به آنچه در اسلام نیز بنابر فرمایش رسول الله صلی الله علیه و آله فرمودند: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق به تحلیل مسائل بنشینیم نمادها را بهتر تفسیر خواهیم کرد ودچار قرائت های خشک و بی اخلاقانه مشرب هایی چون سلفی ها نخواهیم شد.این یادداشت ادامه دارد....

ارسال نظر

خوش آمدید

سلام، من وحید زاهد هستم

توفیق تحصیل در رشته ادیان و عرفان در دوره کارشناسی ارشد را داشتم و در حال حاضر مشغول تبلیغ و ترویج مسائل بنیادی در حوزه  دین و فلسفه هستم

استفاده از مباحث مطرح در وبلاگ فقط با ذکر منبع بلا مانع است 

آمار

  • بازدید امروز: 10
  • بازدید دیروز: 8
  • بازدید کل: 34275