Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

جای خالی منطق و وجدان شدیدا احساس می شود

جای خالی منطق و وجدان شدیدا احساس می شود

بخشی از دینداران امروز، تقلیدشان، اساس حسن و قبح را برایشان مشخص می کند و اگر مفری در رسائل بیابند چندان تابع وجدان نخواهند بود

انسان برای رشد مادی و معنوی نیاز به تفکر منظم دارد. این تفکر بر اساس شیوه ای منطقی فلسفی شکل می گیرد. علم منطق هم جهت همین سامان بخشی به ذهن وضع شده است. نکته مهمی که موجب التقاطی شدن تفکرات و بینش های ما شده عدم وجود همین منطق منظم است. فلسفه امروز ما دچار چنان شلختگی شده که معلوم نیست در باب چه و با چه سبکی سخن می گوید.

گاه عرفان نظری است و گاه کلام و اصول، اما همه هست و هیچ نیست.

این به معنای بی ارزش شمردن تلاش های فیلسوفان و متکلمان نیست اما خلط این مباحث پیروان را دچار چنان سر درگمی کرده که خود نمی دانند اشعری هستند یا معتزلی و مشی کلامیشان چیست.

تا به ابتلایی گرفتار می شوند، در نگاهشان امتحان و کیفر است و تا عافیتی همراه است حاصل تلاش اختیاری است.

سوء استفاده از عناوین کلامی به حدی است که هر شخصی چه عالم و چه جاهل برای توجیه رفتار خود به آن ها متوسل می شود. ما شیعیان در مشی کلامی روش میانه بین اشاعره و معتزله داریم یعنی نه چنان اختیار مطقی برای خود قائل هستیم که مختار مطلقیم و نه بسان اشاعره تمام حوزه های اختیار را از انسان سلب می کنیم. ما بینابین هستیم و این بینابینی مستلزم بازنگری است تا روشن شود در نهایت ما در کجای عقائد هستیم.

برای احقاق این امر ما محتاج به الهیات تطبیقی هستیم. الهیاتی که نسل آن در ایرن در حال خشک شدن است و شاید حسابداری و مهندسی جایی برای این رشته های نگذارد. کلام تطبیقی می تواند در مرز بندی ها بسیار به ما مدد رساند. اگر این مرزها خوب توسط صاحبان تریبون مشخص نشود هر فردی می تواند با عقائد دینی سرپوش بر نقص خود بگذارد.

مثلا راننده ای که بی احتیاطی کرده و جان انسان ها گرفته این فعل خود را به خدا نسبت دهد و بگوید خواست خدا بوده و آن انسان بی کفایتی که نتوانسته توفیقی حاصل کند خدا را عامل امتحان معرفی کند در چنین حالتی خدا عامل تمام سوء مدریت ها شناخته می شود و افراد چنین اجتماعاتی دین ستیز می شوند.

نبود منطق منظم که تمیز بین حق و باطل دهد مشکل امروز ما است چنانچه مقام معظم رهبری بارها مردم ر به بصیرت خوانده اند و انتظار بصیرت ورزی از همه دارند. این بصیرت ورزی در سایه همین آموزش منطقی محقق می شود. افرادی که با علم منطق آشنایی دارند می دانند که این علم تا چه حدی می تواند رشد دهنده تفکر آدمی در بسیاری از زمینه ها باشد.

امروز اگر منطق بازاری ما تصحیح نشود انصاف و دین برای او به صورت التقاطی خواهد شد و سایر اقشار هم در هر صنفی همین خواهند شد.

مقصود از منطق، علم منطق است که بر پایه آموزش حصولی و وجدانی انجام شود. اگر علم منطق بر اساس بیداری وجدان نباشد خطرش از دین تقلیدی هم بیشتر خواهد بود. بخشی از دینداران امروز، تقلیدشان، اساس حسن و قبح را برایشان مشخص می کند و اگر مفری در رسائل بیابد چندان تابع وجدان نخواهند بود.

امروز پیش از بی سوادی در ما بی وجدانی موج می زند.

وجدان احیاگر عدل و انصاف می باشد که اگر محجوب شود حتی علم توحید هم برای انسان دستاویزی جهت منفعت خواهد شد.

در مجموع عقلانیت، محتاج قواعدی نظری است که به آن علم منطق اطلاق می شود و وجدان وجه تصفیه کننده آن می باشد.

 

ارسال نظر

خوش آمدید

سلام، من وحید زاهد هستم

توفیق تحصیل در رشته ادیان و عرفان در دوره کارشناسی ارشد را داشتم و در حال حاضر مشغول تبلیغ و ترویج مسائل بنیادی در حوزه  دین و فلسفه هستم

استفاده از مباحث مطرح در وبلاگ فقط با ذکر منبع بلا مانع است 

آمار

  • بازدید امروز: 47
  • بازدید دیروز: 22
  • بازدید کل: 33797