Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

شاعران مصلح شاعران مرده امروز

شاعران مصلح شاعران مرده امروز

در این جامعه فردی برای سعود به آسمان برنخواسته زیرا شرایط اجتماع و مدیریت جامعه چنین انسانی را نمی پروراند

هر طیفی از اهالی علوم انسان ساز، راهی را برای ارائه مفاهیم دینی برگزیده اند. در راس آموزگاران بشر، انبیا و رسولان الهی برای تحقق این امر مبعوث شده و مامور به ابلاغ شرع و بیداری عقل شده اند. کتب انبیا، نازل شده از جانب خدا حکمت را برای همگان بیان کرد و این حکمت های الهی در قالب الفاظ جلوه  نمود.

این الفاظ حاصل مفاهیم نوریه حکیمانه ای استکه برای رشد عقل بشر به کار می آید. شاعران نیز هم نوا با انبیا آموزه های مکشوف خود را ارائه کردند.

تفاوت انبیا با شاعران این است که پرداخت زیاد به شعر و شاعری ذهن را پراکنده می کند اما آموزه های انبیا وحدانیت را به بار می آورد چرا که چه بسا شاعران بر سبیل احساس و عواطف از ادراک حقائق فاصله گیرند اما انبیا متصل به فیض کامل و عقل فعال از این امور به دور هستند. جنبه دیگر تفاوت این است که انبیا متفق القول بودند اما شاعران هر کدام بر مشرب فکری خود کلامی می گویند که گاهی باهم تعارض پیدا می کنند.

اگر به آموزه های حکیمان شاعری چون حافظ و مولانا بنگریم می بینیم مشرب ایشان بیان حقائق بوده نه لفظ بازی و قافیه سازی، چرا که شعر اتقال مفاهیم کثیر است در قالب الفاظ قلیل، تا مقصد خود را برساند.

عارفان با زبان شعر سخن گفته اند تا از فتنه به ظاهر متشرعان در امان باشند و بر جهالت و کوته نظران این طیف شوریده اند که در اشعار حافظ بسیار مشهود است.((این یادداشت ها تحلیلی است و از آوردن مصداق برای عدم اطاله کلام جلو گیری شده است))

آموزه های شاعران به حدی قوی و موثر است که چه بسا یک بیت شعر زیبا و حکیمانه زندگی یک انسان را تغییر دهد.

 بیان عارفان با آن سوز گدازهای عاشقانه در قالبی ظریف پدید آمده است. این تعالیم مفاهیم بیان شده حاصل کشفیات عارفی است که همچون شمع سوخته  و سوختن او به صورت یک قطعه شعر نمایان شده است پس این آموزه ها نیز آسمانی می باشد و باید به آن بها داد.

پس هرگاه ظهور شاعران حکیم در جامعه ای متوقف شد و هر عصری شاعرانی از این جنس در بر نداشت آن جامعه به شدت زمینی شده و مفاهیم آسمانی در آن پدید نمی آید، یعنی  راه سما با آن قطع شده است.

در این جامعه فردی برای سعود به آسمان برنخواسته زیرا شرایط اجتماع و مدریت جامعه چنین انسانی را نمی پروراند. مدیران و مدبران این جوامع نتوانسته اند فراغتی برای مردم فراهم بیاورند تا به این مباحث به پردازند پس این جامعه رو به خصائص نفسانی میرود تا کاملا هلاک شود.

ارسال نظر

خوش آمدید

سلام، من وحید زاهد هستم

توفیق تحصیل در رشته ادیان و عرفان در دوره کارشناسی ارشد را داشتم و در حال حاضر مشغول تبلیغ و ترویج مسائل بنیادی در حوزه  دین و فلسفه هستم

استفاده از مباحث مطرح در وبلاگ فقط با ذکر منبع بلا مانع است 

آمار

  • بازدید امروز: 13
  • بازدید دیروز: 8
  • بازدید کل: 34278