Loading...
شما از نسخه قدیمی این مرورگر استفاده میکنید. این نسخه دارای مشکلات امنیتی بسیاری است و نمی تواند تمامی ویژگی های این وبسایت و دیگر وبسایت ها را به خوبی نمایش دهد.
جهت دریافت اطلاعات بیشتر در زمینه به روز رسانی مرورگر اینجا کلیک کنید.

رادیکال های مقدس

رادیکال های مقدس

افراد این جامعه حکم مستضعفانی را دارند که مجاهدان باید ایشان را از ظلم و ستم برهانند.

برخی از جامعه شناسان و اندیشمندان ارزش را در جامعه بنابر میل اکثریت می دانند.

این طیف می گویند آن چه عموم جامعه نیک می پندارند و صحیح می انگارند ارزش محسوب می شود پس مفاهیم ارزشی و غیر ارزشی تابع میل عموم مردم است و در ذات خود ارزشی ندارند و کاملا اعتباری می باشند، پس ممکن است امری در جامعه ای ارزش باشد و در جامعه دیگر نه، پس ارزش امری نسبی است.

نکته اول که باید توجه داشت خلطی است که بین امور ذاتی انسانی و آداب و روسوم و قواعد عمومی زندگی اقوام شده است.

یعنی این طیف از رسوم خاص که عارض است بر هر جامعه ای مثل احترام به توتم ها و تابوهای ملی و قومی قصد تعمیم به براهین عقلی مشترک بین نوع انسان را دارند.

نوع انسان به اعتبار عقل از حیوان جدا می شود، اگر عقل حکم به یک سری قواعد مشترک فضائل انسانی(ورای خصائص حیوانی که در غریزه اوست) نکند پس عقل او چیزی جز تبعیت محض و تعبد ندارد که این خود نیز منافی مقام عقلانیت است.

پس مثلا اگر در جامعه ای نوعی گل نماد توهین است و در جامعه ای دیگر نماد محبت، قیاس این مسئله با اموری چون دروغ و تهمت ... که ذاتا و در ذات و عقل هر انسان عاقلی مذموم است کاری کاملا نابخردانه است.

به عبارت دیگر با شناخت خصائص انسانی این مسئله بهتر هویدا می شود، چرا که قائلین به نسبیت اخلاق، بین مفاهیم نسبتا نسبی و مفاهیم ارزشی مطلق بی ارزش شده در نظر اجتماع به دور از عقل، خلط می کنند.

با رجوع به خصائص انسانی و انسان شناسی، یک سری خصائص مشترک در نوع انسان وجود دارد و یک سری فضائلی که در تمام انسان ها محرک احترام است. انسان هایی به دور از جهل و تعصبات قدیم و مدرن،

محبت و عشق در نهاد هر انسانی وجود دارد حال اگر جامعه ای به قدری قسی شد که خونریزی و سفاکی در آن ارزش پیدا کرد، زنده به گور کردن دختران فضیلت شد پس آیا این کارها درست است؟ آیا نباید جهل را از این جامعه زدود؟

آیا نباید این انسان را به خصیصه فصل او با حیوان یعنی عقل متوجه ساخت؟ یا باید گفت هر چه انجام داد صحیح است؟ آیا اگر در جامعه رای اکثریت ضرب و شتم انسان ها نسبی گرا را  باشد قائلین به نظریه نسبیت باز نظر خود را دارند؟

حال دیدیم قائلین به نسبیت چقدر در گمراهی و جهل هستند و فرقی بین جامعه و جنگل نمی گذارند و قصد هرج و مرج دارند.

همین اعلامیه حقوق بشر هم که طرفداران آن قائل به نسبیت هستند با این استدلال(نسبیت) از نظر حامیانش بی ارزش است چون ممکن است قواعد آن در جامعه ای از نظر اکثریت فاقد ارزش باشد.

حال در اسلام عزیز با توجه به "کل ما حکم به الشرع حکم به العقل" اسلام شرع و عقل را معیاری معرفی می کند، پس اگر در جامعه ای این ارزش های مطلق فراموش شده باشد و زشتی ها مزین به زینت شده باشند، فطرت محجوب و عقول معیوب حاصل این جامعه است.افراد این جامعه حکم مستضعفانی را دارند که مجاهدان باید ایشان را از ظلم و ستم برهانند

عقل در این جامعه ممیز خیر و شر نیست بلکه عاملی می شود برای تقلید بهتر و بازی خوردن های پیاپی، عقل افراد این جامعه با تقلید از ارزش های اجتماعی در حجابی فرو میرود که عقلا را سفیه و دیوانه محسوب می کنند.((چنانچه صاحب عقول کامله را دیوانه می خواندند،وما صاحبكم بمجنون))

افراد این جامعه حکم مستضعفانی را دارند که مجاهدان باید ایشان را از ظلم و ستم برهانند.

جامعه نسبی گرا به دنبال مصلح نمی رود و او را ارجی نمی نهد چون مصلح حقیقی عاقل، به دنبال تغییرات بنیادی این جامعه است. این نگرش((نسبیت)) ابزاری است برای سیاست مداران مستبد تا در سرکوب طیف مصلحان رادیکال خردگرا که اقلیت هر جامعه را دارند راحت باشند.

پس حکومت های دموکرات، عموما در حقیقت عوام فریبانی هستندکه  با فریب اکثریت عموم را با خود همراه و مصلحان رادیکال را کنار میزنند.

ارسال نظر

خوش آمدید

سلام، من وحید زاهد هستم

توفیق تحصیل در رشته ادیان و عرفان در دوره کارشناسی ارشد را داشتم و در حال حاضر مشغول تبلیغ و ترویج مسائل بنیادی در حوزه  دین و فلسفه هستم

استفاده از مباحث مطرح در وبلاگ فقط با ذکر منبع بلا مانع است 

آمار

  • بازدید امروز: 38
  • بازدید دیروز: 22
  • بازدید کل: 33788